سایت خبری و مذهبی

ضرورت های بیان علوم انسانی اسلامی/تفاوت فقه با علوم انسانی

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۶

به گفته خبرنامه کرامت البرز،  سومین قسمت از برنامه همراه با خرد به بحث فلسفه و روش شناسی علوم انسانی اسلامی پرداخت. این برنامه با حضور عطاء الله رفیعی آتانی عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت و حجت الاسلام والمسلمین احمدحسین شریفی عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) پخش شد.


چه نیازی به علوم انسانی اسلامی داریم؟

شریفی درباره تعریف خود از علوم انسانی اسلامی گفت: قبل از اینکه قید اسلامی را در علوم انسانی توضیح دهیم، باید ابتدا تعریفی از علوم انسانی ارائه دهیم و اینکه قید اسلامی چه نوع قیدی هست. علوم انسانی ناظر بر انسان و موضوع این علم، انسان هست. اما همه ساحت ها و مسائل مربوط به انسان را بحث نمی کند و مسائل مربوط به جسم و فیزیولوژی انسان در علوم انسانی بررسی نمی شود هر چند شاید بتواند از آنها برای کمک به مسائل علوم انسانی بهره گرفت.

وی افزود: در معنای عام از واژه کنش، علوم انسانی به تحلیل کنش های انسانی انسان می پردازد. این کنش ها می تواند کنش های فردی و اجتماعی و درونی و بیرونی باشد. هفت کار توسط علوم انسانی درباره کنش های انسانی انسان انجام می گیرد. علوم انسانی به تعریف، توصیف، تبیین، تفسیر، پپیش بینی، کنترل و ارزشیابی کنش های انسانی انسان می پردازد. پنج کار اول از سنخ مسائل توصیفی هست و واقعیت کنش های انسانی انسان را گفته و توصیف می کند اما قضاوت و راهبری نمی کند. این پنج گام اول مقدمه دو گام آخر هست. علوم انسانی در دو گام بعدی به توصیه می پردازد. و اگر این دو گام آخر نباشد بود یا نبود علوم انسانی فایده ای ندارد.پس علوم انسانی دارای بعد توصیه ای و بعد توصیفی هست. اسلامی بودن علوم انسانی در این دو بعد متفاوت خواهد شد. هیچ یک از مخالفان علوم انسانی اسلامی منکر بعد توصیه نیستند اما عده ای از این افراد هم این بعد را از دستور کار علوم انسانی خارج می کنند و توصیه را مربوط به ایدئولوژی می دانند. اما ما مخالف این نظریه هستیم.

وی بیان کرد: هیچ عالِم علوم انسانی در هیچ که از رشته های این علوم نیست که به این بعد نپردازد زیرا در این صورت بود یا نبود علوم انسانی یکسان خواهد شد. بعد توصیه ای دارای ویژگی اسلامی یا غیر اسلامی هست. ما نظام ارزشی و ایدئولوژیکی به نام ارزش های اسلامی داریم که اگر توصیه متناسب با نظام اسلامی بود، اسلامی خواهد شد و اگر غیر از این بود، غیر اسلامی خواهد شد.

وی اضافه کرد: تمام مباحث ما در بعد توصیفی علوم انسانی قرار می گیرد. مساله تعریف،توصیف، تبیین و پیش بینی اسلامی و غیر اسلامی دارد. به این معنا که اگر مبانی این پنج مولفه اسلامی بود، توصیف ما هم اسلامی خواهد شد و اگر بنیان ها اسلامی باشد، تبیین و تفسیر و پیش بینی ما هم اسلامی هست و اگر غیر از این باشد، اسلامی نیست. در بعد توصیفی علوم انسانی، فلسفه اسلامی به معنای عام دارای نقش زیادی هست.     

شریفی در پاسخ به سوال مجری که چه ضرورت هایی برای بیان علوم انسانی اسلامی هست و اصلا چه نیازی به این علوم وجود دارد؟ تصریح کرد: ضرورت ها ناظر به واقع و حقایقی هست که می بینیم. علوم انسانی موجود ناکارامدی های خود را به ما نشان داده هست. جامعه شناسی ناکارامدی خود را از تحلیل مسائل اجتماعی و پیش بینی وضعیت آینده بحران ها و ناهنجاری های اجتماعی نشان داده هست.

این نویسنده بیان کرد: در دنیای غرب هم عده ای از مرگ جامعه شناسی و روانشناسی صحبت می کنند. یک مساله کارآمدی این علوم و مساله دیگر فرهنگی بودن آن هست. علوم انسانی گاهی به نام علوم فرهنگی خوانده خواهد شد زیرا به شدت متاثر از فرهنگ هست. منظور از فرهنگ امور پیچیده نیست بلکه منظور باورها و ارزش هاست.


چرا علوم اجتماعی از تحلیل وضعیت امروز ناتوان هست؟

وی افزود: چرا علوم اجتماعی امروز کشور ما از پیش بینی ها و آینده پژوهی و تحلیل وضعیت موجود ما ناتوان هست؟ زیرا این علوم برای نیاز ما تولید نشده اند و به شدت نیاز محور هستند. نیاز انسان دین دار با انسان سکولار و ملحد متفاوت هست. نیازهای روانشناسی انسان دیندار بر اساس متدولوژی و بنیان های فکری و اندیشه هایی که برای انسان سکولار و ملحد تولید شده، تحلیل خواهد شد.

شریفی بیان کرد: ناکارامدی علوم انسانی غربی، فرهنگ محور بودن، نیازمحور بودن علوم و تکیه این علوم بر بنیان های فکری، به صورت نامرئی و ناخودآگاه به فرد، بنیان های الحاد را القا می کند.

رفیعی آتانی در ادامه برنامه به راهکارها، مدل ها، روش ها و الگوهای تولید علوم انسانی اسلامی پرداخت و گفت: تولید علوم انسانی اسلامی واقعیت و جریانی چند لایه هست. زیرین ترین لایه تولید علوم انسانی اسلامی لایه روش شناختی هست. اینجا فرض بر این هست که در فضای انتزاعی و فلسفی و آزاد از الزامات سیاسی و اجتماعی و فقط با دغدغه علمی به موضوع می پردازیم. از منظر روش شناختی می توانیم نگاه بنیادی تر و فلسفی تر به تولید علم داشته باشیم پس نظریه پردازی را فرآیند قیاسی تلقی کنیم که قرار هست با یک نقطه آزاد فلسفی تا پایان انجام رسالت علوم انسانی اسلامی حرکت کنیم. یعنی فروض پایه ای را از بنیادهای فلسفی بگیریم و از فلسفه اسلامی یا از پاسخ های اسلام به پرسش های فلسفی بهره ببریم.

وی بیان کرد: در این صورت اگر فروض پایه و اساسی را از آموزه های فلسفی اسلام کسب کنیم و با روش قیاسی و منطقی این مسیر را تا پایان ادامه دهیم و همچنان اصرار داشته باشیم که قرار هست در محدوده تعریفی که آقای شریفی از علوم انسانی و اجتماعی ارائه دادند، این وظیفه را پیگیری کنیم، پس هم تبیین، توصیه و پیش بینی به کمک این فرآیند می آید. از این جهت ما مناسباتی را با علوم اسلامی متداول برقرار می کنیم.بدیهی هست فلسفه به پرسش های بنیادی تر می پردازد و علم کلام هم رسالت با فلسفه قلمداد شود. علم اخلاق اسلامی که موضوع آن جهت دهی کنش انسانی هست به ما کمک می کند که فرضیات مان را برای واقعیت کنش انسانی از آن استفاده کنیم. دانش اخلاق اسلامی کمک زیادی به ما می کند. برخی از دانش های متعارف انسانی نوعی صورت بندی نظام اخلاقی هست که با نظام اخلاقی دنیای درونی کنش گر، مدل می شوند و در فضای عینی آن را پیگیری می کنند. اگر بر فرض انسان بر این مقتضای آن عمل نکرد، اتفاق خاصی روی نمی دهد زیرا در این دستگاه اخلاقی عمل نکرده هست.

این استاد دانشگاه بیان کرد: فقیه ما در علم اصول با متدولوژی به دنبال طراحی کنش بر مبنای عقلانیت اسلامی هست و می تواند به ما کمک کند. رویکرد دوم تاریخ و تمدنی هست. تجربه زیست مسلمانی آموزه های فراوانی برای مطالعه عینی اسلامی با رویکردهای انسانی و اجتماعی دارد. هرچند تمدن اسلامی ناب هنوز اتفاق نیوفتاده هست و ما انتظار نداریم  همه دستاوردهای آن کاملا قابل انتصاب به اسلام باشد.

وی افزود: رویکرد سوم روش تبیین های تجربی پدیده های روز اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مبتنی بر معارف اسلامی هست. ما علوم اسلامی را علم مخصوص جامعه مسلمانان یا علم تامین کننده غایت اسلامی نمی دانیم بلکه آن را علم اسلامی می دانیم. ماهیت علم جهانی هست ولی رسالت این علم برآمده از معارف اسلامی هست.لایه دوم اجتماعی هست یعنی از فضای تولید علم بوسیله منطق یا متدولوژی خارج شویم. تولید علم دارای مناسبات با جامعه هست در این صورت جامعه اسلامی باید علم متناسب با خودش را تولید کند. در این فضا مناسبات فرهنگ اسلامی و علم و همچنین زندگی اجتماعی اسلامی و علم در فرآیند تولید علم می تواند مداخله کند و علم در فرهنگ سازی و جامعه سازی کمک کند. در این لایه علوم انسانی اسلامی در فرهنگ سازی، جامعه سازی و تحول در جامعه به سوی اهداف انسانی و اسلامی کمک می کند و مفهوم گفتمان سازی در اینجا مطرح خواهد شد.


گفتمان سازی یعنی حل مسائل زندگی اجتماعی افراد

وی یادآور شد: گفتمان سازی یعنی اینکه ما بتوانیم خواسته ها و مطلبوبات زندگی افراد را از طریق علوم انسانی برخواسته از اسلام پاسخ دهیم. می توانیم مفهومی مانند حل مساله را اینجا به کار ببریم، یعنی حل مسائل زندگی اجتماعی افراد. این لایه از بحث هم اقتضائات خاص خود را دارد.

رفیعی آتانی ادامه داد: لایه سوم که ملموس تر هست لایه سیاسی هست یعنی مناسبات قدرت سیاسی و تولید علوم انسانی اسلامی. نظام جمهوری اسلامی به عنوان نظامی برآمده از معارف اسلامی سازه های سخت افزاری خود را در قالب قانون اساسی دارد اما نرافزاری که این ساختار و سیستم را به مقتضای اسلام اداره کند، وجود ندارد. زمانی که رهبری موضوع جنبش نرم افزاری را مطرح کردند، مطالعات از این دست جریان پیدا کرده بود.

استاد دانشگاه علم و صنعت بیان کرد: مساله این هست که ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران را در قالب قانون اساسی در اختیار داریم اما این ساختار نرم افزار مورد نیاز خود را ندارد. نرم افزار این ساختار، علوم انسانی اسلامی هست که در فرآیند تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها و برنامه ریزی هایی که ساختار جمهوری اسلامی در قالب قانون گذاری در مجلس و دولت نیاز دارد، استدلال ها باید از طریق علوم انسانی با نگاه اسلامی تولید شود. پس تنظیم مناسبات نظام سیاسی و تولید علوم انسانی اسلامی با این تبیین و روش یکی از کارهای مهم ماست که در این زمینه دچار چالش هستیم.

رفیعی آتانی اظهار کرد: ما انتظار داریم دستاوردهای اقتصاد اسلامی از طریق سازمان ها و نهادهای تصمیم گیر و سیاست گذاری که پایگاه آنها جمهوری اسلامی هست، جدی گرفته شوند زیرا در این صورت باعث بالندگی این علم می شوند و سیستم به درستی عمل می کند.

وی ادامه داد: لایه رویی لایه سازمان و مدیریت هست. وقتی از سیاست گذاری برای تولید علوم انسانی اسلامی صحبت شود قاعدتا از این لایه صحبت خواهد شد. دستگاه سیاست گذاری مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم و شورای عالی حوزه علمیه قم و مرکز مدیریت حوزه به عنوان سازمان هایی هستند که قرار هست علوم انسانی اسلامی به وسیله آنها تولید شود.

این نویسنده اضافه کرد: موضوع نگران کننده این هست که تولید علوم انسانی اسلامی نه تنها فضای قالبی نیست بلکه موضوع جدی تلقی نمی شود. پس وقتی از تولید علوم انسانی اسلامی صحبت می کنیم می خواهیم برای همه لایه ها تصمیم گیری کنیم. به لحاظ متدولوژیک ماهیت کار، علمی هست و ما انتظار نداریم قدرت و سیاست نقش اول را پیاده کند. اما اگر این فرآیند پیوند اجتماعی و سیاسی و مدیریتی را برقرار نکند نمی توانیم ماجرای موفقی را از فرآیند تولید علوم انسانی اسلامی انتظار داشته باشیم.

شریفی درباره الگو و روش و مدل های تولید علوم انسانی اسلامی گفت: تولید علوم انسانی اسلامی از نظر علمی دارای ابعاد مختلفی هست و یک مدل برای همه ابعاد علوم انسانی قابل ارائه نیست و من در این زمینه به نظریه اکتشافی اسلامی می پردازم. علم بر اساس نیاز و در بستر بحران، حیرت و جهل شکل می گیرد. مسائل اسلامی و غیر اسلامی نیستند بلکه انسانی هستند و متناسب با نیاز و بحران ایجاد می شوند.


علوم انسانی اسلامی همه آنچه که علوم انسانی سکولار دارد را قبول دارد

وی بیان کرد: نیازها و بحران ها می توانند دارای منشا باشند و بنیان های فکری و اعتقادات و نظام ارزشی افراد در تعیین نوع نیاز متفاوت هستند. مساله بعد از شکل گیری، به منابع و داشته ها عرضه خواهد شد. این منابع می توانند پاسخی برای حل مسائل داشته باشند یا نداشته باشند. تفاوت در اسلامی و غیر اسلامی بودن مساله در اینجا اینگونه خود را نشان می دهد. اندیشمند مسلمان خود را محصور در منابع تجربی، طبیعی و تاریخی نمی کند. به این منابع مراجعه می کند اما به متون دینی هم به علت اینکه به بنیان های فکری آنها باور دارد، مراجعه می کند.

به گفته شریفی علوم انسانی اسلامی همه آنچه که علوم انسانی سکولار دارد را قبول دارد اما افزون بر آن بیان می کند چرا لایه های دیگر منابع معرفتی نادیده گرفته خواهد شد.

مجری برنامه در ادامه گفت: با توجه به لایه های اکتشافی، فرق فقه با علوم انسانی چگونه مطرح خواهد شد؟ ظاهرا با توجه به صحبت های آقای شریفی هیچ فرقی با یکدیگر ندارند؟ همچنین به نظر شما رویکرد اسلامی، رویکردهای علمی را می پذیرد و به دنبال تکمیل آنهاست. اگر جایی رویکرد اکتشافی شما از علم برای حل مساله به یک نظریه و یا تجویز برسد، روش حل منازعه این تجویز با تجویزی که با علم الاجتماع تعارض پیدا می کند، چگونه هست؟   

شریفی بیان کرد: پرسش دوم شما یکی از پرسش های کلیدی و مهم هست اما در مرحله ای که به مبانی ارجاع می دهیم باید پاسخ آن را داد. در مرحله رجوع به منابع فعلا به پاسخی نرسیده ایم و فرآیند تولید علم تکمیل نشده و اگر پاسخ آماده داشته باشیم دیگر نیاز به ادامه دادن نیست. اما اکنون بحث بر سر این هست که ما می خواهیم نظریه ای را در حوزه تولید علوم انسانی اسلامی اکتشاف کنیم.

وی در جواب تفاوت فقه با علوم انسانی گفت: فقه هم از علوم انسانی هست و شامل تعریفی که از علوم انسانی ارائه دادیم خواهد شد. فقه هم به تبیین، توصیف، تجویز و تعریف می پردازد. البته تبیین فقهی با تبیین روانشناختی متفاوت هست  زیرا تبیین ها دارای انواع گوناگونی هستند.

وی با اشاره به الگو و روش و مدل های تولید علوم انسانی اسلامی گفت: بعد از طرح مساله مراجعه به منابع و متون صورت می گیرد. بعد از این مرحله به متدولوژی و  روش استخراج و فهم منابع نیاز داریم. سپس باید به مقاصد فکر اسلامی یا غیر اسلامی بپردازیم. مرحله بعد توجه به قواعد حاکم بر زیست انسانی از نگاه اسلام هست. همه مکاتب بشری اینگونه اند و علوم انسانی موجود هم خود را در خطوط قرمز تعریف می کند. یعنی قواعدی که در زیست انسان لیبرال دارد مانند تسامح و تساهل و عدالت و …

وی بیان کرد: گام آخر، مبانی فکری پنجگانه اسلامی هست که هر کدام دارای زیرمجموعه هستند مانند مبانی هستی شناختی، مبانی معرفت شناختی، میانی انسان شناختی، مبانی دین شناختی و مبانی ارزش شناختی. اگر از این فرآیند نظریه ای بیرون آمد می توان نظریه را به اسلام نسبت داد.


مسائلی که علوم انسانی در معرض حل آنها قرار می گیرد، محصول دستگاه عقلانیت هست

این نویسنده افزود: اگر تعارض میان پاسخ به مسائل بوجود آمد تا جایی که حاصل تجربه بشری ما پاسخی غیر از متن دینی را بیان کند. در این صورت چه باید کرد؟ اینجا شقوق مختلفی مطرح خواهد شد. کتاب «عقل و وحی» به راه حل تعارض عقل به معنای عام (علوم بشری) و وحی (داده های وحیانی) می پردازد. تجربه امری ظنی هست و هرگز علم قطعی به ما نمی دهد و اگر برداشت ما از متون دینی، برداشت از ظواهر بود، تعارض میان دو ظن ایجاد خواهد شد که باید کارآمدی آن دو ظن را در نظر گرفت اما اگر تعارض با نسوس دینی داشت، هیچ عقلی نمی گوید قطع، فدای ظن و گمان شود. اگر تعارض با عقل قطعی و برهان فلسفی بود، هیچ عقلی تسلیم احتمال نمی شود.    

رفیعی آتانی در ادامه درباره ماهیت اسلامی یا غیر اسلامی بودن مساله گفت: باید در این مورد تامل زیادی صورت بگیرد. ما مسائل مشترک انسانی داریم اما مسائلی که علوم انسانی در معرض حل آنها قرار می گیرد، محصول دستگاه عقلانیت هست. وقتی با دستگاه نظری به پدیده ای نگریسته خواهد شد شاید آن را مساله ببینیم و با دستگاه نظریه دیگر آن را مساله نبینیم. پس کشف مساله ماهیت شناختی دارد.

وی افزود: اینکه چه روشی برای نظریه پردازی در علوم انسانی اسلامی وجود دارد بستگی به این دارد که ملاک اسلامیت چه دانسته خواهد شد. من این ملاک را به چهار دسته تقسیم می کنم. اولین ملاک، اسلامیت موضوع علوم انسانی هست، یعنی وقتی کنش انسان مسلمان مورد پژوهش باشد، دستاورد آن علوم انسانی اسلامی خواهد شد. دومین ملاک اسلامی بودن غایت دانش هست و کاری به موضوع آن ندارد. سومین ملاک اسلامی بودن فاعل شناسایی یا پژوهشگر هست. این سه رویکرد را علم مسلمانان می دانم تا علم اسلامی.

وی در پایان سخنانش گفت: ملاک اسلامیت علم را نباید به اسلامیت عالم، غایت یا موضوع علم برگردانیم بلکه باید به اسلامیت علم برگردانیم که در این صورت روش شناسی دارای اهمیت خواهد شد. اگر با روش نظریه پردازی که نقاط تماس را از آغاز تا پایان به صورت چند مرحله ای تصویر کنیم و در همه نقاط این فرآیند، نقطه تماس را با معارف اسلامی مشخص کنیم، در آن صورت دستاورد ما اسلامی خواهد شد.