سایت خبری و مذهبی

اکتبر 2017 - کرامت البرز

امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.
جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶

به گفته خبرنگار کرامت البرز، روح الامین سعیدی، سردبیر مجله عصر اندیشه با حضور در غرفه خبرنامه کرامت البرز در بیست و سومین نمایشگاه مطبوعات و خبرنامه ها در خصوص دوره جدید انتشار این نشریه توضیحاتی را ارائه داد که مشروح آن را در ادامه می خوانید؛


*عصر اندیشه چه روندی را طی کرده هست تا الان که به سردبیری شما رسیده هست؟

مجله عصر اندیشه از سال ۹۳ کارش را شروع کرده. به نظر می رسد که در جبهه انقلاب خلائی وجود دارد در عرصه مجلات اندیشه که عصر   اندیشه سعی داشت   این خلا را پر کند با محوریت آقای فضلی نژاد. ایشان به عنوان سردبیر مسئولیت را بر عهده گرفتند و در ۱۳ شماره ای که عصر اندیشه منتشر شد توانست در بین مجلات اندیشه ای مطرح شود و به هر حال مورد توجه قرار گرفت و نشریه ای بود که نمی شد آن را نادیده گرفت و راحت از کنارش گذشت و مجلات جریان مقابل مجبور بودند که دنبالش کنند و ببیند که عصر اندیشه چه خطی را دنبال می کند و این برند خوب را توانست کسب بکند.

عصر اندیشه با طیف وسیعی از نخبگان علوم انسانی توانست ارتباط بگیرد و اعتمادشان را جلب کند. ابتکاراتی مثل شب علوم انسانی و نشست هایی که برگزار می شد ابتکارات خوبی بود. چون ما در جبهه انقلاب نشریاتی نداشتیم که به طور خاص به مباحثی مانند هنر، علوم انسانی و … بپردازد و عمده نشریات ما در حوزه سیاست خلاصه می شوند.

لذا در این ۱۳ شماره به نظرم مجله خوب توانست این برند را کسب کند و در میان نشریات جبهه مقابل توانسته بود خودش را بقبولاند که عصر اندیشه مجله ای هست که اقتضائات مجلات اندیشه ای و آن حریت و آزادی را رعایت می کند.

اواخر سال ۹۵ به دلایلی از تیم قبلی جدا شدند که عمده مسائل هم مسائل مالی بود که به جایی رسید که حتی محتمل بود دیگر عصر اندیشه منتشر نشود چون به مشکلات مالی عدیده ای خورده بود و نتوانسته بود اسپانسر پیدا کند و این مسائل تیم قبلی را اذیت می کرد و به این نتیجه رسیدند  که ما تا یک مرحله خاصی کار را رساندیم، حتی ارتباطات خارج از کشور پیدا کردیم ولی به هر حال ادامه کار نیاز به هزینه دارد و به هر حال مشکلات خیلی شدید شده بود. به همین خاطر از اواخر سال ۹۵ عصر اندیشه به ایستگاه آخر رسید و مدیرعامل هم اعلام کرد که به دلیل مشکلات مالی نمی توانیم منتشر کنیم. ولی چیزی که برای ما جالب بود انبوه تقاضاهایی بود که از اقشار مختلف شاهد بودیم که نباید کار را متوقف کنید و باید ادامه بدهید و ما حقیقتا فکر نمی کردیم این میزان علاقمندی و تقاضا وجود داشته باشد. لذا تلاش جدی دوباره ای به عمل آمد تا ما بتوانیم این مشکلات مالی را حل کنیم که خدا را شکر فرصت دیگری پیدا شد و اوایل سال جاری روزنه ای باز شد و این احتمال به وجود آمد که دوباره ادامه دهیم البته با تیم جدید چون تیم قبلی به دلایل مختلف احساس می کرد که دیگر نمی تواند کار بکند و با آن وضعیت هم اگر ما می خواستیم ادامه بدهیم باید با حداقل امکانات و کاملا جهادی کار را به پیش ببریم تا شاید دوباره فرصتی پیدا شود و برسیم به فضای قبلی.

پس تیم کاملا تغییر کرد و البته این تغییر هم به لحاظ سخت افزاری و هم به لحاظ رویکردی هست. تیم جدیدی هم که آمد با یک آسیب شناسی دقیق از گذشته سعی کرد کار خودش را شروع کند. ما با نخبگان مختلف صحبت کردیم. مجله را از ابتدا بررسی و سعی کردیم مشکلات را بررسی کنیم. به نظر می رسید که عصر اندیشه در این ۱۳ شماره علی رغم نقاط قوتی که عرض شد نتوانسته بود هویت خود را پیدا کند و ما در بررسی ها و نظرخواهی از متخصصان به این رسیده بودیم که عصر اندیشه دچار یک سرگشتگی هویتی بود و دقیقا مشخص نبود کجای جبهه و کجای ماجرا ایستاده هست و چه چیز را پشتیبانی می کند. ما پراکندگی و تشتت اندیشه ای زیاد داشتیم و این را به عنوان یک نقطه ضعف از خودمان باید بپذیریم. فلذا ما تلاش کردیم مانیفست مان را مشخص کنیم در عرصه اندیشه چون باید مشخص کنیم که کجای داستان هستیم و رویکردمان چیست ولی به هر حال حریت و آزادگی لازمه فعالیت درعرصه اندیشه هست که ما سعی کردیم این رویکرد را با یک مانیفست جدید نشان بدهیم.

در عین حال تلاش کردیم رویه های مثبت را ادامه دهیم و اعتمادی که در نخبگان ایجاد شده بود ادامه پیدا کند. در شماره ۱۴ نشریه هم این را نشان دادیم یعنی رفتیم سراغ کسانی که ممکن هست خیلی با ما همسو نباشند ولی از آنها استفاده کردیم و حرف خودمان را هم زدیم.در دوره جدید فکر می کنم تلاش عصر اندیشه باید همین باشد؛ رسیدن به یک ثبات هویتی و پیدا کردن جایگاه خودش در جبهه اندیشه ای در عین حفظ حریت و آزادگی که لازمه کار در عرصه اندیشه هست.


*این هویتی که از آن صحبت می کنید مشخصا به چه معناست. شما به دنبال نمایندگی چه طیف فکری و چه مخاطبی هست؟

طبیعتا عصر اندیشه خودش را در جبهه انقلاب و خط امام و انقلاب تعریف می کند و از گفتن این حرف هیچ ابایی نداریم. ما منادی تفکر امام و انقلاب هستیم و این را با افتخار می گوییم ولی سعی می کنیم نسبت به دیدگاه های دیگر رویکرد گشاده ای داشته باشیم و جزمیت و تنگ کردن دایره ای که گاه در برخی جریانات سیاسی می بینیم اقتضای کار اندیشه ای نیست. ما باید رویکرد بازی داشته باشیم که متفکرین مختلف احساس کنند عصر اندیشه می تواند محفلی برای طرح دیدگاه های آنها باشد. ما تریبون هیچ جریان سیاسی در داخل کشور نیستیم. خودمان را فرای جریانات سیاسی می دانیم. اندیشه این مسائل را بر نمی تابد و سعی کردیم آزاد اندیشی را سرلوحه خویش در دوره جدید قرار دهیم.


*شما فعالیت جریان های مقابل خط فکری انقلاب را چگونه ارزیابی می کنید؟

بنده جریان مقابل را بیشتر جریان ترجمه ای می دانم. چه دیدگاه های لیبرال، چه دیدگاه های چپ نو. متاسفانه نوآوری در عرصه های نظری جریان مقابل نمی بینیم. در هر عرصه ای که در نظر بگیرید، اندیشه سیاسی، اقتصاد، هنر و …می بینید که دیدگاه ها غالباً ترجمه ای هست و جریان مقابل صرفا شارح دیدگاه های غربی هست و از خودش چیز خاصی بروز نمی دهد و به همین خاطر هویت جریان لیبرال یا غربگرا یک هویت عاریتی هست و خیلی به داشته های هویتی خودش اتکا نمی کند و چه بسا با چشم تحقیر به داشته های هویتی و تمدنی خودش نگاه می کند و بیشتر دنبال گرته برداری و ترجمه و ترویج آنها در داخل کشور هست. برای همین هست که نتوانستند اندیشمند ناب ایرانی تربیت کنند.


*به فعالیت های اندیشه انقلابی، برچسب ایدئولوژِک بودن زده خواهد شد. نظر شما در این باره چیست و رویکرد عصر اندیشه چگونه خواهد بود؟

دیدگاه های غرب گرا نیز دارای سویه های ایدئولوژیک هستند. من معتقد نیستم که دوران ایدئولوژی حتی در غرب هم تمام شده باشد و هنوز هم شاهد آن جزمیت ها و نظام های بسته فکری و دیدگاه های تک خطی که به عنوان مثال تنها راه توسعه را عبور از سکولاریسم می دانند، هستیم. البته شاید علی الظاهر در جریانات پست مدرن این جزمیت کمتر شده باشد ولی با در افتادن با نسبی گرایی دیگر چیزی باقی نمی گذارند. ما ابایی نداریم از اینکه بگوییم ایدئولوژیک هستیم. البته این بستگی به تعریف ایدئولوژی هم دارد. خوب ممکن هست با یک تعریف اسلام هم یک نظام فکری و یک ایدئولوژی باشد که در خیلی موارد قطعیت دارد ولی در مقتضیات زمان دست را هم باز می گذارد برای تفکرات جدید و اجتهاد و به هیچ وجه اون نگاه جزم اندیشانه را ندارد و این استقبال از خلاقیت ها و ابتکارات را ما در فقه شیعه هم می بینیم و این تصوراتی که از ایدئولوژی به عنوان مثال در دیدگاه های چپ وجود دارد در نگاه اسلامی وجود ندارد. ما تعبیر خودمان را از ایدئولوژی داریم و به آن هم پایبند هستیم.

آساخبر: نتایج اولیه پنجمین دوره انتخابات شورای هیئات مذهبی تبریز اعلام شد.

براساس اعلام ستاد برگزاری پنجمین دوره انتخابات شورای هیئات مذهبی شهرستان تبریز بعد از رای گیری در ۱۴ شعبه شهرستان تبریز نفرات اصلی و علی البدل این شورا به ترتیب ذیل انتخاباب شدند.
نفرات اصلی
۱-احد فلاحی
۲-حسن شادرس
۳-علی زارع
۴-محمد هادی
۵-غلامرضا روشنی اصل
۶-صمد قلیزاده
۷-مرتضی عبدی یزدانی
۸-مجید عباسپور
۹-محسن بخت شکوهی
۱۰-فرخ جلالی
۱۱-میر اعتماد عمادی وحدی
۱۲-مرتضی واصلی
۱۳-یوسف قوام لاله
۱۴- علیرضا اکبری باروق
۱۵-بیوک قدری
علی البدل آقایان
۱۶-سید محمود رسولی
۱۷-ابراهیم عظیمی
۱۸-پرویز امجدی
۱۹-محمد حسین قاسمپور
۲۰-مختار زالپور
نفرات اصلی خانم ها)
۱-مریم آبزن
۲-عادله اورنگی
علی البدل خانم ها)
رقیه خسرو شاهی
گفتنی هست: سه نفر منتخب شورای خواهران بطور مستقل تشکیل و دو نفر اصلی این شورا با حق رای در شورای شهرستان حضور خواهند یافت.

به گفته خبرنامه کرامت البرز،  سومین قسمت از برنامه همراه با خرد به بحث فلسفه و روش شناسی علوم انسانی اسلامی پرداخت. این برنامه با حضور عطاء الله رفیعی آتانی عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت و حجت الاسلام والمسلمین احمدحسین شریفی عضو هیئت علمی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) پخش شد.


چه نیازی به علوم انسانی اسلامی داریم؟

شریفی درباره تعریف خود از علوم انسانی اسلامی گفت: قبل از اینکه قید اسلامی را در علوم انسانی توضیح دهیم، باید ابتدا تعریفی از علوم انسانی ارائه دهیم و اینکه قید اسلامی چه نوع قیدی هست. علوم انسانی ناظر بر انسان و موضوع این علم، انسان هست. اما همه ساحت ها و مسائل مربوط به انسان را بحث نمی کند و مسائل مربوط به جسم و فیزیولوژی انسان در علوم انسانی بررسی نمی شود هر چند شاید بتواند از آنها برای کمک به مسائل علوم انسانی بهره گرفت.

وی افزود: در معنای عام از واژه کنش، علوم انسانی به تحلیل کنش های انسانی انسان می پردازد. این کنش ها می تواند کنش های فردی و اجتماعی و درونی و بیرونی باشد. هفت کار توسط علوم انسانی درباره کنش های انسانی انسان انجام می گیرد. علوم انسانی به تعریف، توصیف، تبیین، تفسیر، پپیش بینی، کنترل و ارزشیابی کنش های انسانی انسان می پردازد. پنج کار اول از سنخ مسائل توصیفی هست و واقعیت کنش های انسانی انسان را گفته و توصیف می کند اما قضاوت و راهبری نمی کند. این پنج گام اول مقدمه دو گام آخر هست. علوم انسانی در دو گام بعدی به توصیه می پردازد. و اگر این دو گام آخر نباشد بود یا نبود علوم انسانی فایده ای ندارد.پس علوم انسانی دارای بعد توصیه ای و بعد توصیفی هست. اسلامی بودن علوم انسانی در این دو بعد متفاوت خواهد شد. هیچ یک از مخالفان علوم انسانی اسلامی منکر بعد توصیه نیستند اما عده ای از این افراد هم این بعد را از دستور کار علوم انسانی خارج می کنند و توصیه را مربوط به ایدئولوژی می دانند. اما ما مخالف این نظریه هستیم.

وی بیان کرد: هیچ عالِم علوم انسانی در هیچ که از رشته های این علوم نیست که به این بعد نپردازد زیرا در این صورت بود یا نبود علوم انسانی یکسان خواهد شد. بعد توصیه ای دارای ویژگی اسلامی یا غیر اسلامی هست. ما نظام ارزشی و ایدئولوژیکی به نام ارزش های اسلامی داریم که اگر توصیه متناسب با نظام اسلامی بود، اسلامی خواهد شد و اگر غیر از این بود، غیر اسلامی خواهد شد.

وی اضافه کرد: تمام مباحث ما در بعد توصیفی علوم انسانی قرار می گیرد. مساله تعریف،توصیف، تبیین و پیش بینی اسلامی و غیر اسلامی دارد. به این معنا که اگر مبانی این پنج مولفه اسلامی بود، توصیف ما هم اسلامی خواهد شد و اگر بنیان ها اسلامی باشد، تبیین و تفسیر و پیش بینی ما هم اسلامی هست و اگر غیر از این باشد، اسلامی نیست. در بعد توصیفی علوم انسانی، فلسفه اسلامی به معنای عام دارای نقش زیادی هست.     

شریفی در پاسخ به سوال مجری که چه ضرورت هایی برای بیان علوم انسانی اسلامی هست و اصلا چه نیازی به این علوم وجود دارد؟ تصریح کرد: ضرورت ها ناظر به واقع و حقایقی هست که می بینیم. علوم انسانی موجود ناکارامدی های خود را به ما نشان داده هست. جامعه شناسی ناکارامدی خود را از تحلیل مسائل اجتماعی و پیش بینی وضعیت آینده بحران ها و ناهنجاری های اجتماعی نشان داده هست.

این نویسنده بیان کرد: در دنیای غرب هم عده ای از مرگ جامعه شناسی و روانشناسی صحبت می کنند. یک مساله کارآمدی این علوم و مساله دیگر فرهنگی بودن آن هست. علوم انسانی گاهی به نام علوم فرهنگی خوانده خواهد شد زیرا به شدت متاثر از فرهنگ هست. منظور از فرهنگ امور پیچیده نیست بلکه منظور باورها و ارزش هاست.


چرا علوم اجتماعی از تحلیل وضعیت امروز ناتوان هست؟

وی افزود: چرا علوم اجتماعی امروز کشور ما از پیش بینی ها و آینده پژوهی و تحلیل وضعیت موجود ما ناتوان هست؟ زیرا این علوم برای نیاز ما تولید نشده اند و به شدت نیاز محور هستند. نیاز انسان دین دار با انسان سکولار و ملحد متفاوت هست. نیازهای روانشناسی انسان دیندار بر اساس متدولوژی و بنیان های فکری و اندیشه هایی که برای انسان سکولار و ملحد تولید شده، تحلیل خواهد شد.

شریفی بیان کرد: ناکارامدی علوم انسانی غربی، فرهنگ محور بودن، نیازمحور بودن علوم و تکیه این علوم بر بنیان های فکری، به صورت نامرئی و ناخودآگاه به فرد، بنیان های الحاد را القا می کند.

رفیعی آتانی در ادامه برنامه به راهکارها، مدل ها، روش ها و الگوهای تولید علوم انسانی اسلامی پرداخت و گفت: تولید علوم انسانی اسلامی واقعیت و جریانی چند لایه هست. زیرین ترین لایه تولید علوم انسانی اسلامی لایه روش شناختی هست. اینجا فرض بر این هست که در فضای انتزاعی و فلسفی و آزاد از الزامات سیاسی و اجتماعی و فقط با دغدغه علمی به موضوع می پردازیم. از منظر روش شناختی می توانیم نگاه بنیادی تر و فلسفی تر به تولید علم داشته باشیم پس نظریه پردازی را فرآیند قیاسی تلقی کنیم که قرار هست با یک نقطه آزاد فلسفی تا پایان انجام رسالت علوم انسانی اسلامی حرکت کنیم. یعنی فروض پایه ای را از بنیادهای فلسفی بگیریم و از فلسفه اسلامی یا از پاسخ های اسلام به پرسش های فلسفی بهره ببریم.

وی بیان کرد: در این صورت اگر فروض پایه و اساسی را از آموزه های فلسفی اسلام کسب کنیم و با روش قیاسی و منطقی این مسیر را تا پایان ادامه دهیم و همچنان اصرار داشته باشیم که قرار هست در محدوده تعریفی که آقای شریفی از علوم انسانی و اجتماعی ارائه دادند، این وظیفه را پیگیری کنیم، پس هم تبیین، توصیه و پیش بینی به کمک این فرآیند می آید. از این جهت ما مناسباتی را با علوم اسلامی متداول برقرار می کنیم.بدیهی هست فلسفه به پرسش های بنیادی تر می پردازد و علم کلام هم رسالت با فلسفه قلمداد شود. علم اخلاق اسلامی که موضوع آن جهت دهی کنش انسانی هست به ما کمک می کند که فرضیات مان را برای واقعیت کنش انسانی از آن استفاده کنیم. دانش اخلاق اسلامی کمک زیادی به ما می کند. برخی از دانش های متعارف انسانی نوعی صورت بندی نظام اخلاقی هست که با نظام اخلاقی دنیای درونی کنش گر، مدل می شوند و در فضای عینی آن را پیگیری می کنند. اگر بر فرض انسان بر این مقتضای آن عمل نکرد، اتفاق خاصی روی نمی دهد زیرا در این دستگاه اخلاقی عمل نکرده هست.

این استاد دانشگاه بیان کرد: فقیه ما در علم اصول با متدولوژی به دنبال طراحی کنش بر مبنای عقلانیت اسلامی هست و می تواند به ما کمک کند. رویکرد دوم تاریخ و تمدنی هست. تجربه زیست مسلمانی آموزه های فراوانی برای مطالعه عینی اسلامی با رویکردهای انسانی و اجتماعی دارد. هرچند تمدن اسلامی ناب هنوز اتفاق نیوفتاده هست و ما انتظار نداریم  همه دستاوردهای آن کاملا قابل انتصاب به اسلام باشد.

وی افزود: رویکرد سوم روش تبیین های تجربی پدیده های روز اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مبتنی بر معارف اسلامی هست. ما علوم اسلامی را علم مخصوص جامعه مسلمانان یا علم تامین کننده غایت اسلامی نمی دانیم بلکه آن را علم اسلامی می دانیم. ماهیت علم جهانی هست ولی رسالت این علم برآمده از معارف اسلامی هست.لایه دوم اجتماعی هست یعنی از فضای تولید علم بوسیله منطق یا متدولوژی خارج شویم. تولید علم دارای مناسبات با جامعه هست در این صورت جامعه اسلامی باید علم متناسب با خودش را تولید کند. در این فضا مناسبات فرهنگ اسلامی و علم و همچنین زندگی اجتماعی اسلامی و علم در فرآیند تولید علم می تواند مداخله کند و علم در فرهنگ سازی و جامعه سازی کمک کند. در این لایه علوم انسانی اسلامی در فرهنگ سازی، جامعه سازی و تحول در جامعه به سوی اهداف انسانی و اسلامی کمک می کند و مفهوم گفتمان سازی در اینجا مطرح خواهد شد.


گفتمان سازی یعنی حل مسائل زندگی اجتماعی افراد

وی یادآور شد: گفتمان سازی یعنی اینکه ما بتوانیم خواسته ها و مطلبوبات زندگی افراد را از طریق علوم انسانی برخواسته از اسلام پاسخ دهیم. می توانیم مفهومی مانند حل مساله را اینجا به کار ببریم، یعنی حل مسائل زندگی اجتماعی افراد. این لایه از بحث هم اقتضائات خاص خود را دارد.

رفیعی آتانی ادامه داد: لایه سوم که ملموس تر هست لایه سیاسی هست یعنی مناسبات قدرت سیاسی و تولید علوم انسانی اسلامی. نظام جمهوری اسلامی به عنوان نظامی برآمده از معارف اسلامی سازه های سخت افزاری خود را در قالب قانون اساسی دارد اما نرافزاری که این ساختار و سیستم را به مقتضای اسلام اداره کند، وجود ندارد. زمانی که رهبری موضوع جنبش نرم افزاری را مطرح کردند، مطالعات از این دست جریان پیدا کرده بود.

استاد دانشگاه علم و صنعت بیان کرد: مساله این هست که ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران را در قالب قانون اساسی در اختیار داریم اما این ساختار نرم افزار مورد نیاز خود را ندارد. نرم افزار این ساختار، علوم انسانی اسلامی هست که در فرآیند تصمیم گیری ها و سیاست گذاری ها و برنامه ریزی هایی که ساختار جمهوری اسلامی در قالب قانون گذاری در مجلس و دولت نیاز دارد، استدلال ها باید از طریق علوم انسانی با نگاه اسلامی تولید شود. پس تنظیم مناسبات نظام سیاسی و تولید علوم انسانی اسلامی با این تبیین و روش یکی از کارهای مهم ماست که در این زمینه دچار چالش هستیم.

رفیعی آتانی اظهار کرد: ما انتظار داریم دستاوردهای اقتصاد اسلامی از طریق سازمان ها و نهادهای تصمیم گیر و سیاست گذاری که پایگاه آنها جمهوری اسلامی هست، جدی گرفته شوند زیرا در این صورت باعث بالندگی این علم می شوند و سیستم به درستی عمل می کند.

وی ادامه داد: لایه رویی لایه سازمان و مدیریت هست. وقتی از سیاست گذاری برای تولید علوم انسانی اسلامی صحبت شود قاعدتا از این لایه صحبت خواهد شد. دستگاه سیاست گذاری مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم و شورای عالی حوزه علمیه قم و مرکز مدیریت حوزه به عنوان سازمان هایی هستند که قرار هست علوم انسانی اسلامی به وسیله آنها تولید شود.

این نویسنده اضافه کرد: موضوع نگران کننده این هست که تولید علوم انسانی اسلامی نه تنها فضای قالبی نیست بلکه موضوع جدی تلقی نمی شود. پس وقتی از تولید علوم انسانی اسلامی صحبت می کنیم می خواهیم برای همه لایه ها تصمیم گیری کنیم. به لحاظ متدولوژیک ماهیت کار، علمی هست و ما انتظار نداریم قدرت و سیاست نقش اول را پیاده کند. اما اگر این فرآیند پیوند اجتماعی و سیاسی و مدیریتی را برقرار نکند نمی توانیم ماجرای موفقی را از فرآیند تولید علوم انسانی اسلامی انتظار داشته باشیم.

شریفی درباره الگو و روش و مدل های تولید علوم انسانی اسلامی گفت: تولید علوم انسانی اسلامی از نظر علمی دارای ابعاد مختلفی هست و یک مدل برای همه ابعاد علوم انسانی قابل ارائه نیست و من در این زمینه به نظریه اکتشافی اسلامی می پردازم. علم بر اساس نیاز و در بستر بحران، حیرت و جهل شکل می گیرد. مسائل اسلامی و غیر اسلامی نیستند بلکه انسانی هستند و متناسب با نیاز و بحران ایجاد می شوند.


علوم انسانی اسلامی همه آنچه که علوم انسانی سکولار دارد را قبول دارد

وی بیان کرد: نیازها و بحران ها می توانند دارای منشا باشند و بنیان های فکری و اعتقادات و نظام ارزشی افراد در تعیین نوع نیاز متفاوت هستند. مساله بعد از شکل گیری، به منابع و داشته ها عرضه خواهد شد. این منابع می توانند پاسخی برای حل مسائل داشته باشند یا نداشته باشند. تفاوت در اسلامی و غیر اسلامی بودن مساله در اینجا اینگونه خود را نشان می دهد. اندیشمند مسلمان خود را محصور در منابع تجربی، طبیعی و تاریخی نمی کند. به این منابع مراجعه می کند اما به متون دینی هم به علت اینکه به بنیان های فکری آنها باور دارد، مراجعه می کند.

به گفته شریفی علوم انسانی اسلامی همه آنچه که علوم انسانی سکولار دارد را قبول دارد اما افزون بر آن بیان می کند چرا لایه های دیگر منابع معرفتی نادیده گرفته خواهد شد.

مجری برنامه در ادامه گفت: با توجه به لایه های اکتشافی، فرق فقه با علوم انسانی چگونه مطرح خواهد شد؟ ظاهرا با توجه به صحبت های آقای شریفی هیچ فرقی با یکدیگر ندارند؟ همچنین به نظر شما رویکرد اسلامی، رویکردهای علمی را می پذیرد و به دنبال تکمیل آنهاست. اگر جایی رویکرد اکتشافی شما از علم برای حل مساله به یک نظریه و یا تجویز برسد، روش حل منازعه این تجویز با تجویزی که با علم الاجتماع تعارض پیدا می کند، چگونه هست؟   

شریفی بیان کرد: پرسش دوم شما یکی از پرسش های کلیدی و مهم هست اما در مرحله ای که به مبانی ارجاع می دهیم باید پاسخ آن را داد. در مرحله رجوع به منابع فعلا به پاسخی نرسیده ایم و فرآیند تولید علم تکمیل نشده و اگر پاسخ آماده داشته باشیم دیگر نیاز به ادامه دادن نیست. اما اکنون بحث بر سر این هست که ما می خواهیم نظریه ای را در حوزه تولید علوم انسانی اسلامی اکتشاف کنیم.

وی در جواب تفاوت فقه با علوم انسانی گفت: فقه هم از علوم انسانی هست و شامل تعریفی که از علوم انسانی ارائه دادیم خواهد شد. فقه هم به تبیین، توصیف، تجویز و تعریف می پردازد. البته تبیین فقهی با تبیین روانشناختی متفاوت هست  زیرا تبیین ها دارای انواع گوناگونی هستند.

وی با اشاره به الگو و روش و مدل های تولید علوم انسانی اسلامی گفت: بعد از طرح مساله مراجعه به منابع و متون صورت می گیرد. بعد از این مرحله به متدولوژی و  روش استخراج و فهم منابع نیاز داریم. سپس باید به مقاصد فکر اسلامی یا غیر اسلامی بپردازیم. مرحله بعد توجه به قواعد حاکم بر زیست انسانی از نگاه اسلام هست. همه مکاتب بشری اینگونه اند و علوم انسانی موجود هم خود را در خطوط قرمز تعریف می کند. یعنی قواعدی که در زیست انسان لیبرال دارد مانند تسامح و تساهل و عدالت و …

وی بیان کرد: گام آخر، مبانی فکری پنجگانه اسلامی هست که هر کدام دارای زیرمجموعه هستند مانند مبانی هستی شناختی، مبانی معرفت شناختی، میانی انسان شناختی، مبانی دین شناختی و مبانی ارزش شناختی. اگر از این فرآیند نظریه ای بیرون آمد می توان نظریه را به اسلام نسبت داد.


مسائلی که علوم انسانی در معرض حل آنها قرار می گیرد، محصول دستگاه عقلانیت هست

این نویسنده افزود: اگر تعارض میان پاسخ به مسائل بوجود آمد تا جایی که حاصل تجربه بشری ما پاسخی غیر از متن دینی را بیان کند. در این صورت چه باید کرد؟ اینجا شقوق مختلفی مطرح خواهد شد. کتاب «عقل و وحی» به راه حل تعارض عقل به معنای عام (علوم بشری) و وحی (داده های وحیانی) می پردازد. تجربه امری ظنی هست و هرگز علم قطعی به ما نمی دهد و اگر برداشت ما از متون دینی، برداشت از ظواهر بود، تعارض میان دو ظن ایجاد خواهد شد که باید کارآمدی آن دو ظن را در نظر گرفت اما اگر تعارض با نسوس دینی داشت، هیچ عقلی نمی گوید قطع، فدای ظن و گمان شود. اگر تعارض با عقل قطعی و برهان فلسفی بود، هیچ عقلی تسلیم احتمال نمی شود.    

رفیعی آتانی در ادامه درباره ماهیت اسلامی یا غیر اسلامی بودن مساله گفت: باید در این مورد تامل زیادی صورت بگیرد. ما مسائل مشترک انسانی داریم اما مسائلی که علوم انسانی در معرض حل آنها قرار می گیرد، محصول دستگاه عقلانیت هست. وقتی با دستگاه نظری به پدیده ای نگریسته خواهد شد شاید آن را مساله ببینیم و با دستگاه نظریه دیگر آن را مساله نبینیم. پس کشف مساله ماهیت شناختی دارد.

وی افزود: اینکه چه روشی برای نظریه پردازی در علوم انسانی اسلامی وجود دارد بستگی به این دارد که ملاک اسلامیت چه دانسته خواهد شد. من این ملاک را به چهار دسته تقسیم می کنم. اولین ملاک، اسلامیت موضوع علوم انسانی هست، یعنی وقتی کنش انسان مسلمان مورد پژوهش باشد، دستاورد آن علوم انسانی اسلامی خواهد شد. دومین ملاک اسلامی بودن غایت دانش هست و کاری به موضوع آن ندارد. سومین ملاک اسلامی بودن فاعل شناسایی یا پژوهشگر هست. این سه رویکرد را علم مسلمانان می دانم تا علم اسلامی.

وی در پایان سخنانش گفت: ملاک اسلامیت علم را نباید به اسلامیت عالم، غایت یا موضوع علم برگردانیم بلکه باید به اسلامیت علم برگردانیم که در این صورت روش شناسی دارای اهمیت خواهد شد. اگر با روش نظریه پردازی که نقاط تماس را از آغاز تا پایان به صورت چند مرحله ای تصویر کنیم و در همه نقاط این فرآیند، نقطه تماس را با معارف اسلامی مشخص کنیم، در آن صورت دستاورد ما اسلامی خواهد شد.           

روش های ساده برای تحکیم رابطه پس از ازدواج

دسته بندی : خبری تاریخ : سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶

روش های ساده برای تحکیم رابطه پس از ازدواج

هم اکنون در قسمت زناشویی از بخش پزشکی مجله آنلاین فارسی ها با روش های ساده برای تحکیم رابطه پس از ازدواج در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

روش های ساده برای تحکیم رابطه پس از ازدواج روش های ساده برای تحکیم رابطه پس از ازدواج

روش های ساده برای تحکیم رابطه پس از ازدواج

برای لذت بردن از زندگی زناشویی و محکم کردن پیمان ازدواج همیشه لازم نیست کار های سخت انجام بدهید .

در ادامه روش های ساده برای داشتن یک زندگی شاد و رضایت بخش را مشاهده کنید .

تشکر کردن

یک تشکر ساده تاثیر فوق العاده ای دارد .

به گونه ای که برخی افراد معتقدند بهترین راه برای ابراز دوست داشتن تشکر کردن است .

مهربانی کردن و قدر دانی کردن از تلاش هایی که شریک زندگیتان برایتان انجام میدهد را هرگز فراموش نکنید .

ایجاد سرگرمی جدید

شما به گفت و گو های جدید و بحث در مورد تجربه های جدید نیاز دارید .

نباید تبدیل به زوجی شوید که چون همه حرف هایتان را به هم زده اید اکثر اوقات حرفی برای گفتن نداشته باشید !

از این رو سعی کنید انجام کار های جدید را جدی بگیرید .

مبارزه با ترس

زندگی بدون هیچ بحث و دعوایی یک زندگی بی روح و بی تفاوت تلقی میشود .

مخالفت حتی گاهی میتواند سازنده باشد .

اما باید مسیر بحث را شفاف کنید و آن را به دور از داد و بیداد و توهین نگه دارید .

مسافرت رفتن

منظور از مسافرت یک سفر طولانی به مقصد خارج کشور نیست !

حتی یک سفر یک روزه در یک مکان نزدیک میتواند به عنوان یک تغییر ، روال زندگی را بهبود ببخشد .

توجه فعالانه

توجه نشان دادن به شریک زندگیتان نشانه ی اهمیت دادن شما به او و تقویت حس ارزشمند بودن در شریکتان است .

توجه صرفا به معنی گوش دادن نیست بلکه تمرکز روی صحبت و درک صحبت های طرف مقابل است .

گوش دادن به حرف های همسرتان حتی ماجرای روز مره اش ، احساسات متقابل زیادی را بین شما بوجود می آورد .

احیای شور و شوق اوایل ازدواج

گاهی شما از یک سری کار های کوچک دست میکشید که همین کار های کوچک برای دوام رابطه ضروری و کار ساز هستند .

آیا هنوز همسرتان را مرتب در آغوش میگیرید ؟

آیا هنوز برای استقبال از شوهرتان جلوی در میروید ؟

نوشته روش های ساده برای تحکیم رابطه پس از ازدواج اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

دریافت خبر : دوشنبه ۰۸ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۲۷

به گفته خبرنامه بین المللی قرآن (ایکنا) عباس سلیمی، پیشکسوت قرآنی کشور در مراسم تودیع و معارفه معاون قرآن و عترت وزیر ارشاد که عصر امروز هشتم آبان ماه برگزار شد، طی سخنانی به جایگاه والای قرآن در نظام اسلامی و نظام ولایی اشاره کرد و گفت: این جایگاه در تعابیر لطیف امام امت و مقام معظم رهبری به عنوان قانون اساسی انقلاب و کتاب انقلاب یاد خواهد شد. یقیناً تحقق سعادت این ملت و نیل به اهداف والای آن منوط به این هست که همه برنامه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی ما با گرایش قرآنی مورد بررسی و اجرا قرار بگیرد. از این نظر مدیون امام بزرگوار، وامدار شهدا و رزمندگان و در قبال منویات مقام معظم رهبری مسئول و پاسخگو هستیم.
وی افزود: از سوی دیگر ما این جلسه را به عنوان مراسم تودیع و معارفه نمی شناسیم، در فرهنگ ما نقش تودیع آن هم در این موارد قابلیت استفاده چندانی ندارد و ما آن را به عنوان تکریم و معارفه می شناسیم. تکریم از یک مرد با اخلاص قرآنی و خیر مقدم و آرزوی موفقیت برای یک مرد قرآنی دیگر داریم.
سلیمی در ادامه به برخی ویژگی های حجت الاسلام حشمتی اشاره و تصریح کرد: من به سهم خودم شهادت می دهم در صدر ویژگی های ایشان تواضع، فروتنی، اخلاص و متخلق بودن به اخلاق قرآنی بود که توانستند بروز دهند و آنچه در توان داشتند انجام دادند.
این پیشکسوت قرآنی کشورمان با تأکید بر اینکه عملیات و اجرا کاملا متفاوت از مقولات دیگر هستند، گفت: آنچه در دوران تصدی آقای حشمتی انجام شد، متناسب با اختیاراتی که داشته اند بوده هست و اصولاً در مقولات اجرایی با تنگناهای فراوانی مواجه هستیم، از این نظر نهایت تلاش و مجاهدت ایشان را ارج می نهیم و آرزوی سلامتی برای …

اخبار پیشنهادی:

به گفته خبرنگار کرامت البرز، متن پیش رو مشروح سخنان آیت الله اراکی، استاد حوزه علمیه در سلسله دروس فقه «نظام شهر اسلامی» هست که در ادامه از نظر می گذرد؛


مقدمه

نظام عمران شهری از یک جوهر، و یک قالب و صورتی برخوردار هست و این مسئله به نظام عمران شهری در شهرهای اسلامی هم اختصاص ندارد و همه جا همین قاعده جاری هست. جان و روح نظام عمران شهری را آن ساختار فکری و ارزشی‌ای تشکیل داده هست که نظام عمران شهری را جهت می‌دهد. آنچه در این سلسله دروس به آن خواهیم پرداخت همان ساختار به اصطلاح ایدئولوژیک نظام عمران شهری هست که به وسیلۀ فقه اسلام تبیین شده و می‌شود و کار فقها هست.


مقایسه دیدگاه فارابی و ابن‌خلدون درباره شهر

مرحوم فارابی فرمود شهر عرفی ارکان و مقوّمات و ویژگی‌های دیگری افزون بر دو مقوّم شهر شرعی دارد؛ فارابی اشارۀ به تعاون کرده و بیان می‌کند که عنصر تعاون با عنصر کثرت جمعیّت شهر را تشکیل می‌دهند و مطلق جمعیّت شهر را تشکیل نمی‌دهد. او همین که چند نفر دور هم جمع شوند اگرچه قانونی هم بین آنها حاکم باشد این را ملاک تحقق شهر نمی‌داند بلکه باید جمعیّت انبوه داشته و بین این جمعیّت انبوه تعاون هم برقرار باشد.

فارابی در نیمۀ قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری زندگی می‌کرد، یعنی تقریباً بین ۲۵۹ هجری و ۳۳۹. کمی که جلوتر در قرن هشتم ابن خلدون را می‌ببینیم. ابن خلدون متفکّر معروف شمال آفریقایی بوده و بنابر آنچه بسیاری معتقد هستند بنیان‌گذار علم جامعه‌شناسی هست و کتاب المقدّمۀ که مقدّمۀ تاریخ او هست مشتمل بر بسیاری از مباحث جامع‌شناسانه بوده که کتاب بسیار ارزشمندی هست.

ابن خلدون علاوۀ بر این عناصر چهارگانه‌ای که تاکنون بیان کردیم، -یعنی عنصر مردم و کثرت مردم، تعاون مردم و همچنین وجود دولت- عناصر دیگری را هم در شهر عرفی دخیل می‌داند. لااقل دو عنصر را در تعریف شهر عرفی می‌نویسد: یکی ساختمان‌های بزرگ و دیگری وجود بازار هست. اصولاً شهر علاوۀ بر عناصری که قبلاً گفته شد، شهری هست که مشتمل بر ساختمان‌های بزرگ و مشتمل بر بازار باشد؛ یعنی باید حرکت اقتصادی و تجارت برون‌شهری در شهر وجود داشته باشد تا شهر، شهر باشد.

عنصر دیگری هم اضافه می‌کند و آن نقشۀ شهری هست که می‌گوید: افزون بر این دو عنصر شهر باید نقشۀ شهری داشته باشد. به تعبیر او «وَ اختِطاطُ المَنازل» عنصر اصلی یک شهر هست. ایشان بیان می‌کند: «إنَّ البِنَاءَ وَ اختِطَاطُ المَنازِل إِنَّمَا هُوَ مِن مَنازعِ الحَضَارَةٍ الَّتی یَدعُو إِلیهَا التَّرفُ وَ الدَّعة» تا آنجا که می‌گوید: «فَالمُدُنُ وَ الأَمصَار ذَاتُ هَیاکِلَ وَ أَجرامٍ عَظیمَة وَ بِناءٍ کَبیر وَ هِیَ مُوضُوعَةٌ لِلعُمومِ لا لِلخُصوص فَتَحتَاجُ إِلی اجتماعٍ الأیدی وَ کَثرةُ التَعاوُن» هر کجا شهر شکل می‌گیرد باید ساختمان‌های بزرگ داشته باشد. در روستا هم ساختمان وجود دارد ولی روستا را شهر نمی‌دانیم به دلیل اینکه یکی از امتیازات زندگی شهری وجود ساختمان‌های کلان و بزرگ هست. اضافۀ «إختِطاطُ المَنازل» یعنی ساختمان‌ها و خانه‌ها باید بر وفق نقشه‌ای تنظیم ‌شود. لذا نقشۀ شهری که جایگاه خانه‌ها را معیّن می‌کند ضرورت یک زندگی و یک جامعۀ شهری هست.

بعد می‌گوید: «فَلا بُدَّ فِی تَمصیرِ الأَمصار وَ اختِطَاطِ المُدُن مِنَ الدُّولَةِ وَ المُلک‏» برای شهر شدن یک شهر و نیز برای اینکه بتوان نقشۀ شهری را طراحی کرد باید این شهر دولتی داشته و مَلِک در آن شهر حاکم باشد. بعد یک مطلبی را اضافه می‌کند که مطلب جالبی هست؛ می‌گوید: اصولاً عمر شهرها به اندازۀ عمر حکومت‌ها هست مگر اینکه حکومت دیگری بیاید و آن شهری که آن حکومت قبلی به وجود آورده هست را سر پا نگه دارد و ادامه و توسعه دهد. ولی معمولاً شهرها را حکومت‌ها می‌سازند و شهرهای بزرگ دستاورد حکومت‌ها هست به طوری که وقتی یک حکومتی منقرض می‌شود گاهی شهر هم با آن حکومت به تدریج زائل می‌شود و از بین می‌رود. یا لااقل آن‌قدر این شهر کوچک می‌شود و آثار تمدّن در آن کمرنگ می‌شود که به تدریج رو به افول می‌رود.

می‌گوید: شباب و جوانی‌ شهرها متناسب با جوانی حکومت‌ها هست و پیری شهرها هم متناسب با پیری حکومت‌ها هست؛ این‌ قدر این رابطۀ بین عمران شهری و بین حکومت‌ها رابطۀ مستحکمی هست. عبارت او این هست: «فَعُمرُ الدُّولَةِ حینئذٍ عمرٌ لَهافإن کَانَ عُمرُ الدُّولَةَ قَصیراً وَقَفَ الحالُ فیها عندَ الدَّولة و تراجع عمرانها وَ خَرِبَت» عمر هر دولتی عمر شهری هست که این دولت آن شهر را ساخته هست. اگر عمر دولت کوتاه بود، شهری که به وسیلۀ این دولت ساخته شده و برپا شده هست نیز به همان اندازه کوتاه می‌شود و به تدریج بعد از زوال این حکومت آرام آرام شهر هم رو به افول می‌رود. «وإن کان أمد الدولة طویلا ومدتها منفسحة فلا تزال المصانع فیها تشاد والمنازل الرحیبة تکثر وتتعدد ونطاق الأسواق یتباعد وینفسح»

پس ابن خلدون هم تأکید می‌کند که همان دو عنصری که عناصر شکل‌دهی شهر شرعی هست، -یعنی دولت و وجود یک حاکم افزون بر مردمی که این دولت و این حاکم بر آن مردم حکومت می‌کنند- باید وجود داشته باشد تا شهری به وجود بیاید. افزون بر اینها هم مسئلۀ ساختمان‌های بزرگ و تعاون مردم و همچنین نقشۀ شهری را بیان می‌کند. پس برای شهر عرفی مقوّمات دیگری بیان می‌شود که ساختمان‌های بزرگ، نقشۀ شهری و همچنین وجود حرکت اقتصادی در شهر از جملۀ آنهاست.


ارکان شهر عرفی

از روندی که تاکنون برای تعریف شهر عرفی طی شد به این نتیجه می‌رسیم که وجود سیاست واحد -دولت مرکزی و قانونی که آن دولت اجرا می‌کند- و وجود یک اقتصاد فعال از مقوّمات شهر عرفی هست و اساس شهر عرفی هم در کارهای اقتصادی بازرگانی و بازرگانی برون‌شهری هست، نه بازرگانی درون شهری. بازرگانی درون منطقه‌ای در روستا هم وجود دارد، ولی بازرگانی برون‌شهری منظور هست که شهر به شهر هست.

ویل دورانت نویسندۀ کتاب تاریخ تمدن مباحث خوبی در این راستا دارد؛ او بر این عناصری که بیان شد یک عنصر جدیدی اضافه می‌کند و آن فرهنگ آن شهر هست. می‌گوید: این عناصر باید باشد هم نقشۀ شهری، هم حرکت اقتصادی، دولت و قانون واحد، جمعیّت انبوهی که با همدیگر تعاون می‌کنند که یک زندگی شهری شکل بگیرد. ولی افزون بر همۀ اینها باید یک فرهنگ مشترکی هم بین کسانی که در شهر زندگی می‌کنند وجود داشته باشد تا شهر شکل بگیرد. یک حرفی او دارد که اصولاً می‌گوید: فرهنگ؛ مولود کشاورزی هست. می‌گوید کشاورزی تولید فرهنگ دارد و بعد فرهنگ تولید تمدّن می‌کند. یعنی وجود یک فرهنگ از لوازم کشاورزی هست، کشاورزی تولید فرهنگ می‌کند. وقتی فرهنگ به یک درجه‌ای از رشد و کمال رسید با شهرسازی تبدیل به تمدّن می‌شود. کشاورزی رشد می‌کند، کشاورزی فرهنگ درست می‌کند بعد وقتی فرهنگ مشترک به وجود آمد این مردمی که فرهنگ مشترکی دارند یک‌جا جمع می‌شوند و خودبه‌خود شهر به وجود می‌آید.

می‌گوید: وقتی فرهنگ عمومی به حد معیّنی برسد فکر کشاورزی تولید می‌شود و تنها تمدّن هست که انسان را به فکر ایجاد مدینه و شهر یا city می‌اندازد. از یک لحاظ تمدّن با سجیّه و خصلت مؤدّب بودن و حسن معاشرت یکی می‌شود و این حسن معاشرت خود صفای اخلاقی هست که در شهر دست می‌دهد.

می‌توان تعریفی از این فرهنگ مشترک را هم در اثنای مطالب او بیرون کشید که می‌گوید: فرهنگ مشترکی که می‌گوییم یعنی اخلاق مشترک، نظام مشترک، نظام اخلاقی واحد، عقاید اساسی مشترک و زبان مشترک.


فرهنگ مشترک شهری

وقتی به تدریج در بین جمعیّتی از مردم نگاه به جهان، به آفرینش، مبداء، معاد و به امثال این مسائل شکل گرفت و یک نگاه کلان واحد و عقاید اساسی و اخلاق مشترکی بین آنها به وجود آمد اینجا فرهنگ مشترک به وجود می‌آید. فرهنگ مشترک، این سه رکن را دارد: ۱- عقاید اساسی مشترک. ۲- نظام اخلاقی مشترک. ۳- زبان مشترک.

این سه عنصر فرهنگ مشترکی را به وجود می‌آورد که مبنای زندگی شهری می‌شود. بر این اساس شهر عرفی شهری هست که دارای این ویژگی‌ها باشد: ۱- مردمی با تجمع نسبتاً انبوه و تعاون بین آنها. یعنی مردمی که گرد هم می‌آیند،  تجمع انبوهی را به وجود می‌آورند و تعاون بین این مردم برقرار می‌شود. ۲- وجود دولت که دولت هم قانون دارد و هم حاکم. این مردمی که گرد هم آمده‌اند و تعداد نسبتاً قابل توجّهی هم هستند، باید قانون و حاکم واحدی هم بین آنها حاکم باشد. ۳- اقتصاد بازرگانی و صنعتی. وقتی مردم با وجود یک حاکمیّت و قانون واحد گرد هم آمدند ناچار یک اقتصاد بازرگانی و صنعتی فعالی هم در بین این جمعیّت به طور طبیعی شکل می‌گیرد. مقصود از اقتصاد بازرگانی همان بازرگانی برون‌شهری هست نه بازرگانی درون شهری. ۴- ساختمان‌های بزرگ که البته مخصوص شهر نیست، ممکن هست در بیابان‌ها هم این‌گونه ساختمان‌ها به وجود بیای

ساختمان‌های بزرگ یک غایتی دارند؛ یا غایت سکونت هست یا غایت تجارت هست یا غایت رسیدگی به امور مردم هست. ساختمان‌های بزرگ از لوازم زندگی شهر هست. البتّه غایت عقلایی دارد؛ وقتی ساختمان به زندگی شهری می‌آید و وقتی ما شهری داریم که این شهر از دولت واحدی برخوردار هست، تعاون بین مردم در این شهر وجود دارد. وقتی می‌گوییم اقتصاد مشترک و فعالی در این شهر وجود دارد، ساختمان‌های بزرگ باید مرتبط به یکی از همین غایات باشد؛ یا غایت مربوط به دولت و مدیریت شهری هست یا مربوط به اقتصاد بازرگانی هست یا مربوط به آن مردم انبوهی هست که می‌خواهند زندگی کنند.

ویژگی چهارم زندگی شهری فرهنگ مشترک هست؛ این مردمی که دور هم جمع می‌شوند که دارای سیاست مشترکی هستند -یعنی دولت مشترک، قانون مشترک و همچنین دارای اقتصاد مشترکی هستند- باید دارای فرهنگ مشترک هم باشند.

عنصر دیگر نقشۀ شهری هست، یعنی اینکه عدّه‌ای دور هم جمع شوند حالا اقتصاد مشترک و فرهنگ مشترک هم داشته باشند، امّا همین‌طور ساختمان‌های در هم ریخته و بدون نقشه و بدون نظم باشد به آن شهر نمی‌گویند. شهر جایی هست که نقشۀ شهری داشته باشد. این نقشۀ شهری دو کار می‌کند یکی نیازها را برآورده می‌کند، دیگری رابطۀ بین مردم را در این زندگی شهری تنظیم می‌کند.

این عناصر شش‌گانه عناصری هستند که در یک شهر عرفی باید شکل بگیرند. در بحث‌های گذشته هم بیان شد که شهر عرفی به این معنا نیست که این شهر در احکام شرعی مدّ نظر نباشد بلکه در بسیاری از احکام شرعی مدّ نظر هست منتها گفتیم احکام شرعی بر دو نوع شهر یا بر دو اصطلاح در اصطلاح شهر یا مدینه یا بلد منطبق شده هست.


شهر از دیدگاه قرآن

در رابطه با بحث آیات پربرکتی در سورۀ بقره آمده هست؛ «وَ إِذِ ابْتَلی‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی‏ قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمین‏ * وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهیمَ مُصَلًّی وَ عَهِدْنا إِلی‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ * وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ قالَ وَ مَنْ کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلیلاً ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلی‏ عَذابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصیرُ * وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْراهیمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْماعیلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ * رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ وَ أَرِنا مَناسِکَنا وَ تُبْ عَلَیْنا إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ * رَبَّنا وَ ابْعَثْ فیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا …‏»

این مجموعه آیات، بسیار اساسی و بنیادی بر همین بحث هست؛ اوّلین شهری را که نظام امامت الهی برپا داشته هست، شهر مکّه هست. نظام امامت الهی این شهر را به وجود آورد. شهر دست ساخت همین نظام امامت هست و آغاز این شهر از مسجد الحرام و کعبۀ مشرّفه هست. کعبۀ مشرّفه در قرآن کریم با دو گونه تعریف و با دو گونه توصیف معرّفی شده هست. در یکجا می‌فرماید: «وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهیمَ مَکانَ الْبَیْتِ أَنْ لا تُشْرِکْ بی‏ شَیْئاً وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْقائِمینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ» ابتدا می‌فرماید: ما این خانۀ کعبه را خانۀ ابراهیم قرار دادیم، یعنی خانۀ امامت قرار دادیم. ابراهیم همان کسی هست که خدا به او فرمود: «إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً»این خانۀ کعبه را ما خانۀ امامت جامعۀ بشری قرار دادیم.

اینجا یک نکتۀ قرآنی جالبی هست که می‌فرماید: ما از آغاز که این خانه را برای امامت فراهم کردیم به ابراهیم بزرگ به این امام الناس گفتیم: «أَنْ لا تُشْرِکْ بی‏ شَیْئاً وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْقائِمینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ». بعد می‌فرماید: «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ» و در جای دیگر فرمود: «وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهیمَ مَکانَ الْبَیْتِ»، اینجا می‌فرماید: این بیت را که برای امامت قرار دادیم بیت ناس و بیت امن ناس «مَثابَةً» مرجع مردم و محلّ امنیّت مردم قرار دادیم. «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً» از این به بعد اسماعیل هم اضافه می‌شود «وَ عَهِدْنا إِلی‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ».

اینجا مسئلۀ اعتکاف به وجود می‌آید. اعتکاف از پدیده‌های نظم شهری هست. امام وقتی هنوز تنها بود گفت: «لِلطَّائِفینَ وَ الْقائِمینَ» اما وقتی امام شد بعد اسماعیل هم در کار آمد، اسماعیل هم تداوم این امامت هست، این تداوم و این امامت همراه با زندگی شهری هست و اینجا «وَ الْعاکِفینَ» گفته شد.

لذا بعد خداوند به ابراهیم علیه السلام می‌فرماید: «اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً» اینجا شهر شکل گرفته هست. در نوبت دوم دو بار دستور به ابراهیم می‌رسد؛ یک بار ابراهیم تنها هست، امام هست، امّا امامی هست که هنوز این امام امّتی ندارد، هنوز شهر شکل نگرفته هست. وقتی به او دستور می‌رسد و به او گفته می‌شود: «وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهیمَ مَکانَ الْبَیْتِ» مکانی درست می‌شود، بیتی برای امامت ایجاد می‌شود. بعد به او دستور داده می‌شود این بیت را که بیت امامت هست برای قائمین، برای طائفین تطهیر کن. وقتی این طائفین و قائمین بیایند شهر شکل خواهد گرفت و بعد نوبت به عاکفین می‌رسد. لذا اینکه می‌بینید در اعتکاف گفتند در هر مسجدی نمی‌شود اعتکاف کرد و یا می‌گویند در مسجد جامع، در مسجدی که «تُقامُ فیهِ الجُمعَة» یا اجتماعات کثیره، معلوم می‌شود اعتکاف از پدیده‌ها و از عبادت‌های زندگی شهری هست و لذا از عبادت‌های فردی نیست.   

در آیۀ «اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ‏» هم دوباره آن مسئلۀ جنبۀ اقتصادی، جنبۀ همان اساس اعتقادی که گفتیم اساس‌ عقایدی مشترک باید در زندگی شهری وجود داشته باشد هست. «مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ» بعد اشارۀ به این هست که این شهر الهی و این شهری که با دست امامت می‌خواهد به وجود بیاید مقدّمۀ یک شهر جهانی هست زیرا بعد می‌فرماید: «وَ ابْعَثْ فیهِمْ رَسُولاً»‏ یا «رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ وَ أَرِنا مَناسِکَنا وَ تُبْ عَلَیْنا إِنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحیمٌ * رَبَّنا وَ ابْعَثْ فیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا» مسئلۀ پیدایش آیندۀ این رسول و به تدریج شکل گرفتن آن تمدّن و آن شهر جهانی هست.

در این آیات کاملاً آغاز تا انجام این حرکت تعیین شده هست؛ آغاز از امامت و پیدایش خانۀ امام که مرکز امامت هست بعد این مرکز امامت به مرکز مردم و خانۀ مردم تبدیل می‌شود، این خانۀ مردم شهر را شکل می‌دهد و این شهر یک شهر عرفی هست. اینجا که می‌گوید: «هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ» مراد از بلد، شهر عرفی هست، نه شهر شرعی. «وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ» فعالیّت اقتصادی همراه هر شهر شرعی هست و لذا این دعا نصیب مردم این شهر می‌شود.

عکس جدید متین ستوده با تیپ متفاوت

دسته بندی : خبری تاریخ : سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶

عکس جدید متین ستوده با تیپ متفاوت

در ادامه این مطلب از مجله آنلاین فارسی ها عکس جدید متین ستوده با تیپ متفاوت را برای شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

متین ستوده بازیگر سینما و تلویزیون ایران به تازگی عکسی از خود با تیپ متفاوت در پیج اینستاگرامش منتشر کرد .

عکس جدید متین ستوده با تیپ متفاوت عکس جدید متین ستوده با تیپ متفاوت

عکس جدید متین ستوده

او در زیر عکسش نوشت :

شازده کوچولو به باغ گل بر می گردد و با خود می گوید نه اینها سرسوزنی به گل من نمی مانند .

نه کسی اینها را اهلی کرده و نه اینها کسی را ..

به گلها می گوید خوشگلید اما خالی هستید ! برایتان نمی شود مرد !

گفتگو ندارد که فلان رهگذر گل مرا هم مثل شما می بیند !

او به تنهایی از همه شما سر است چون فقط اوست که آبش داده ام ..

چون فقط اوست که زیر حبابش گذاشته ام ..

چون فقط اوست که پای گله گزاری ها و یا خودنمایی ها و حتی بق کردنها و هیچی نگفتن هاش نشسته ام ..

جز با دل هیچی را چنان که باید نمی شود دید .

ارزش گل تو به عمری است که به پای آن صرف کرده ای ولی انسانها شاید این حقیقت را فراموش کنند ..

بیوگرافی متین ستوده بازیگر و همسرش

نوشته عکس جدید متین ستوده با تیپ متفاوت اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

نوشته های عاشقانه از مریم قهرمانلو

دسته بندی : خبری تاریخ : سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶

نوشته های عاشقانه از مریم قهرمانلو

هم اکنون در بخش سرگرمی مجله آنلاین فارسی ها با نوشته های عاشقانه از مریم قهرمانلو در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

نوشته های عاشقانه از مریم قهرمانلو  نوشته های عاشقانه از مریم قهرمانلو

نوشته های عاشقانه از مریم قهرمانلو

در ادامه برخی از دل نوشته های زیبای مریم قهرمانلو را بخوانید .

مریم قهرمانلو

باید یک نفر بنشیند ، دست بگذارد روی شانه ات از ته دل بگوید :

چه مرگت است دیوانه جان ؟

سفت بغلش کنی و تمام خوب نبودن هایت از چشم هایت بزند بیرون !

.

میدانی ..

وقتی میگویی “همیشه کنارت میمانم”

درست مثل این است که آدم فیلم تاریخی ببیند ،

و خدا خدا کند شخصی که دارند اعدام اش میکنند زنده بماند …

.

هر روز دوست داشتنت را از اول مرور میکنم ، مبادا لحظه ای بی تو از قلم بیفتد !

کار که از محکم کاری عیب نمیکند …

.

عاشق شدن قصد و هوای دلم نبود !

او آمد و کار دلم را خراب کرد …

.

میخواستم کمی ، فقط کمی ؛

دوستت داشته باشم …

از دستم در رفت ، عاشقت شدم !

.

باید چیزی باشد که پابندت کند ، که در گوش ات بخواند ؛ نرو !

آدم یک سال با دیوار هم حرف بزند ، پنجره‌ وار دوستش خواهد داشت …

.

برای شما را نمیدانم ، اما زندگی ما یک روز دارد به نام جمعه !

این لا مذهب غمی دارد ،

که هزار تا بغض از کنارش میزند بیرون …

.

آنزیم ها هم جایگاه فعال دارند ،

یعنی با چیزی جز آن اصل کاری جفت نمی شوند

جز آن را نمی خواهند ..

حالا تو هی از من بپرس :

چرا من !!

دل نوشته

تو همان شیرینی دوران کودکی هستی که می‌ گذاشتند بالای کمد !

و من هنوز ،

دستم به تو نمی‌ رسد …

.

تو را به جان عزیزت

به حالم خوب است های من شک کن ،

شک کن به این چیزی نیست ها ..

درست میشود ها ..

در آغوشم بگیر و بگذار

تا میتوانم ، با خیال راحت خوب نباشم …

.

دوست داشتن ،

یک نوع تومـور بدخیم است !

پخش میشود در بدن ..

تا به خودت بیایی میفهمی که باید ،

نفس های آخـرت را بکشی !

.

زن اگر عاشق نباشد ،

نه قرمه سبزی جا می‌ افتد ، نه چروک های پیراهن صاف میشود !

زن اگر عاشق نباشد ،

هیچ خسته نباشی و برایت چای بریزمی ، حق مطلب را ادا نمیکند …

مرد هم که عاشق نباشد ،

چارخانه هایش

نه با شعر امن میشود

نه با آغوش …

.

چه بیکران ندارمت …

چه عاشقانه نیستی …!

نوشته نوشته های عاشقانه از مریم قهرمانلو اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

اندازی کرده هست که اقلام آن از سوی مردم، متولیان و محل اجرای نیت واقفین خریداری شده هست. اربعین حسینی فرصت رشد و تعالی فرهنگ اسلامی و انقلابی ما هست و همه بخش های فرهنگی و اجتماعی باید نسبت به برگزاری آئین های ویژه آن توجه و تاکید داشته باشند پس برای رفاه حال زائرین همایش پیاده روی اربعین حسینی تاکنون ۱۱۰ میلیون تومان، یک هزار و ۹۷۶ آب معدنی ، ۴ تن و ۹۵۹ کیلوگرم برنج و پتو به موکب حضرت علی اصغر(ع) اداره کل اوقاف و امور خیریه مازندران ارسال شده هست. …

) به عراق اعزام شده اند. معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه افزود: در عمود ۶۹ مسیر نجف به کربلا نیز همانند سال های گذشته اقلام فرهنگی مانند پیشانی بند و پرچم به زائران ارایه خواهد شد. شرفخانی اضافه کرد: امسال ۲۲۰ هزار محصول فرهنگی شامل کتابچه و بروشور فرهنگی، بین زائران حسینی تقسیم خواهد شد. معاون فرهنگی و اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه گفت: …

اربعین وظیفه خدمت رسانی به زائران اباعبدالله (ع)را برعهده دارند که همگی آنها طی روزهای گذشته از استان به عراق عزیمت کرده اند. به گفته وی؛ اقلام مورد نیاز موکب های استان توسط ۴۷ دستگاه تریلی و کامیون به عراق ارسال شد و تمهیدات لازم به منظور اعزام زائرین گلستانی فراهم و ۷۰ دستگاه اتوبوس آماده انتقال آنان به مرز مهران هست. …

در ساخت صحن حضرت زهرا (س) مشارکت داشته هست، افزود: تا پایان شهریورماه سال جاری نیز بیش از ۱۲۰ سند افتخار صادر شده هست؛ ۲۱ ماه رمضان امسال نیز در مسجد باب الحوائج عباس آباد ۷۰ سند افتخار برای خیران صادر شد. رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات در استان همدان بیان کرد: از دیگر اقدامات اعزام نیروهای مهارتی در ساخت صحن حضرت زهرا (س) هست که به صورت افتخاری و یک ماهه اعزام می شوند و روزانه هشت ساعت …

به گفته خبرنامه بین المللی قرآن(ایکنا) از لرستان، حجت الاسلام محمدجواد عباس زاده، معاون فرهنگی و اجتماعی اداره کل اوقاف و امور خیریه استان لرستان یک شنبه، هفتم آبان در جمع خبرنگاران، از ارسال تجهیزات اداره کل اوقاف و امور خیریه لرستان به موکب حضرت علی اصغر(ع) خبرداد و گفت: این کمک ها در قالب دو کامیون برای برپایی موکب حضرت علی اصغر(ع)، وابسته به سازمان اوقاف و امور خیریه کشور به شهر کوت عراق …

داستان نابغه شدن ادیسون به کمک مادرش

دسته بندی : خبری تاریخ : سه شنبه ۹ آبان ۱۳۹۶

داستان نابغه شدن ادیسون به کمک مادرش

هم اکنون در بخش سرگرمی مجله آنلاین فارسی ها با داستان نابغه شدن ادیسون به کمک مادرش در خدمت شما کاربران گرامی هستیم .

داستان نابغه شدن ادیسون به کمک مادرش داستان نابغه شدن ادیسون به کمک مادرش

داستان نابغه شدن ادیسون به کمک مادرش

نقل شده است که وقتی ادیسون کودک دبستانی بود ، پس از چند روز معلم کلاس نامه ای را به او داد و از او خواست تا نامه را به مادرش بدهد .

نبوغ مادر ادیسون

مادر ادیسون نامه را باز کرد و دید در نامه نوشته است فرزند شما کودن است !

مدرسه ما جای کودن ها نیست !

ادیسون از مادش پرسید که دورن نامه چه نوشته است و او نامه را این گونه برای فرزندش خواند :

فرزند شما نابغه است !

مدرسه ما نمیتواند بیشتر از این به او یاد دهد .

شما شخصا به او آموزش دهید .

مادر ادیسون در منزل به پسرش آموزش میدهد و به او کمک میکند .

ادیسون در ۱۳ سالگی اولین اختراعش را به ثبت می رساند !

مدتی پس از فوت مادر ، ادیسون در جشن تولدش همه را دعوت میکند و صندوق خاطرات قدیمی مادرش را باز میکند .

هدف او این بود که به همه بگوید از بچگی نابغه بوده است .

اما هنگامی که نامه را از بین دیگر نامه ها پیدا میکند شروع به گریه میکند .

ادیسون در آنجا پی میبرد که مادرش چطور از یک کودن ادیسون نابغه را ساخت !

نوشته داستان نابغه شدن ادیسون به کمک مادرش اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.